سیاست ازدیدگاه امام علی (ع)
سیاست ازدیدگاه امام علی (ع)
(اصل لیاقت وشایستگی درنظام سیاسی )
اصل لیاقت وشایستگی درنظام سیاسی دربینش حکومتی امام علی(ع) چگونه توصیف وتبیین شده است؟
امام علی(ع) بعنوان سردمدارایجاد یک نظام سیاسی کارآمددرجامعه بشری، اصل لیاقت وشایستگی را،بعنوان اصول حکومت بیان می داردوحتی حاضرمی شودکه حکومت رافدای بوجودآمدن این اصل که ریشه عدالت درجامعه بشری می باشد، بنماید.
تعاریف ومفاهیم
1. اصل لیاقت .
2. شایستگی .
3. نظام سیاسی.
4. بنیش حکومتی.
اهمیت تحقیق:
چیزیکه درسراسرجهان واقشارملت بشری گمشده است وانسانها درپی بدست آوردن آن است (عدالت) است بنائا اگربخواهیم عدالت تحقق پیداکند درجامعه بشری، یکی ازاصول عدالت که اصل لیاقت وشایستگی است بایددرجامعه تطبیق شود. بخوص درعرصه سیاسی ونظام سیاسی یک جامعه وازسوی دیگررهبران دینی بعنوان نمونه والگوبرای بشریت است امام علی(ع) بعنوان عادل ترین رهبر دینی درجامعه بشری درعرصه سیاسی وحکومتی است واین تحقیق بررسی است ازاصل لیاقت وشایستگی ازدیدگاه حکومتی وسیاسی امام علی(ع) که خودازاهمیت بالای برخوداراست
هدف تحقیق :
برای تحقیق دوتاهدف می توان بیان نمود:
1. هدف علمی که آن دانستن وارائه معلومات درمورداصل لیاقت وشایستگی درنظام سیاسی ازدید گاه امام علی(ع) می باشد
2. هدف کاربردی که آن بکارگیری این اصل است ازسوی کارگزاران دراجرای بر
نامه های کاری بابهره گیری ازسیره امام علی بعنوان یک حاکم عادل دینی وسیاسی.
پیشینه تحقیق:
درموردعدالت واصل لیاقت ازدیدگاه امام علی(ع) درعرصه نظام سیاسی بصورت مشخص ودسته بندی شده مقاله ویاکتابی نوشته نشده است امابصورت یک بخش جزئی درکتابهای علوم سیاسی نمونه اش (مبانی سیاست تالیف عبدالحمید) و(اصول علم سیاست تالیف احمدبخشایشی ) ودیگر کتب اشاره گذرا شده است .
درین تحقیق سعی شده است که امام علی(ع) رابعنوان الگودرنظام سیاسی واندیشه اش بصورت رهگشاوراهکاردرزمینه ،بصورت دقیق دسته بندی وجمع آوری نمایم.
بخش اول
دسته بندی یاسازماندهی تحقیق
مبحث اول :
کلیات ومفاهیم :
(الف) تعریف علم سیاست.
( ب ) تعریف نظام سیاسی.
( ج ) تعریف اصل لیاقت وشایستگی درنظام سیاسی .
تعریف سیاست:
1. تعریف لغوی : پاس داشتن،نگاه داشتن،نگاه داری،حکم راندن بررعیت،اداره کردن امورمملکتی ،مصلحت،تدبیر،دوراندیشی وبرنامه های یک فردیاگروه برای نحوه اداره امور.(1)
2. تعریف اصطلاحی :
ازنظراصطلاحی نیز دومعنامی توان برای سیاست ارائه نمود:
(الف) سیاست بمعنی عام :
« هرگونه راهبرد،روش ومشی برای اداره بابهکردهرامر ازامورچه شخصی ویااجتماعی باشد،گفته می شود.»(2)
( ب ) سیاست بمعنی خاص:
*«هرامری که مربوط به دولت ،مدیریت وتعیین شکل ومقاصدوچگونگی فعالیت دولت باشدازمقوله امورسیاسی است.» (3)
* سیاست« تدابیری است که حکومت هادراداره امورکشوروتعیین شکل ومحتوای فعالیت خوداتخاذمیکند که این تدابیردردومجرای داخلی وخارجی معمول میگردد»(4)
درکل تعریف حقیقی که کاملاجامع ومانع وموررداتفاق همه دانشمندان باشددرعلوم اجتماعی وجودندار د و همه تعاریف فقط شرح الاسم وهمان برداشت دانشمندان می باشد.ولذادرموردسیاست تعاریفی متعددی ارائه شده است که ماضرورت ندیدیم همه آنهارادراین جاذکرنمائیم فقط به تعاریف بیان شده اکتفانمودیم .
تعریف نظام سیاسی :
1. تعریف لغوی : نظم دهنده،ترتیب دهنده ومجموعه دستگاه حکومتی راگویند(5)
2. تعریف اصطلاحی :
درعلم سیاست نظام سیاسی بمعنی سیستم حکومت ،روش ونحوه حکومت داری واداره جامعه می باشد.
...........................................................................................................................
(1) لغت نامه دهخدامتوسط ج 2/ص 1735/چ اول 85
(2) دانشنامه سیاسی ،داریوش آشوری ص212/چ 10/87
(3) همان
(4) فرهنگ سیاسی آرش ،غلام رضاء علی بابائی ص 358/چ 2/84.
(5)فشرده فرهنگ سخن،حسن نوری .
واماتوضیح اصل لیاقت وشایستگی درنظام سیاسی:
براساس دیداسلامی که یگانه پایگاه رشدانسانها،جامعه واجتماع بشری است وازنقطه نظردیگراسلام طرفدار، اصالت اجتماع وفرداست وجامعه بشری رشدوتکاملش بدوش مدیران ورهبران کارفهمیده وکاردان است واگربخواهیم افرادراتربیت نمائیم بکارانداختن افرادلایق وورزیده برای اداره جامعه بشری ضروری است .
بیان شدکه نظام سیاسی همان سیستم حکومتداری ،روش اداره ومدیریت جامعه بشری است بناُ یگانه رمزموفقیت وپویائی یک جامعه،دراین است که افرادمتخصص رادررشته اش بکارگیردورهبری فردلایق وشایسته رادرجامعه تقویت نماید.
اگربرای اداره جامعه،افرادکارفهم ومتخصص گماریده نشود وافرادنالایق وکارنافهم زعامت مردم وملت را، بدست بگیرد،اولین چیزیکه درآن جامعه نابودمی شود،قانون است وزمانیکه قانون نابودشد ویاخوب اجرانشد،
زندگی انسانی جامعه ،تبدیل به زندگی جنگلی می شود. باتوجه به خصیصه منفعت طلبی انسانها،اگرقانون ازبین جامعه رخت بربست،رشد،ترقی وتکامل نیز باجامعه خداحافظی میکند.
ولذاوجودافرادکارفهم، متخصص وآگاه دردولت یکی ازشرائط پیشرفت درعرصه های مختلف فرهنگی ،اجتماعی ،سیاسی ،اقتصادی صنعتی و... می باشد. واستخدام افرادلایق وشایسته،یکی ازعوامل پیدایش نظام کارآمدوسیستم حکومتداری موفق درجامعه بشری است که دراین موردهمه اتفاق دارند،تقریبامی توان گفت انکارناپذیراست . وبخاطرهمین تفکر،مکتب سیاسی ( الیتیسم ) بوجودآمده است .
بخش دوم
بینش ودیدگاه امام علی (ع) درموردحکومت وحکومتداری
امام علی(ع) بعنوان زعیم وحاکم عادل سیاسی ودینی درتاریخ زندگی بشریت الگوونمونه است علی(ع) باعلم ،دانش ،عدالت ،تخصص کاری،بااراده ثابت ،وباقاطعیت وجد یت دراموراداری وحکومتداری بابینش الهی وباهدف ساختن یک جامعه سالم ،انسانی ورستگارر واردصحنه می شود.
دراینکه علم، دانش و تخصص حکومتداری وسیاست گذاری تاچه مرحله بوده است ،بعدابحث می شود. امااینکه امام علی(ع) به کدام بینش درامرحکومت وحکومتداری آغازمیکندوبعنوان یک حاکم واردکاروزارمی شود،نکاتی راکه بامطالعه نمودن درموردروش حکومتداری حضرت علی (ع)بدست آورده ایم اشاره می نمایم:
1. بااندیشه وبینش امانت داری واردکاروزارحکومتداری وسیاستگذاری بایدشد.
قبلااشاره شدکه سیاست همان نحوه اداره جامعه وچگونگی سازماندهی مسائل پیشرفت یک جامعه است وکسیکه اموراداری وزعامت یک جامعه رابدست می گیرد،ازبالاترین مقام اداری تاپائین ترین آن بایدباانگیزه امانتداری وخدمتگذاری وارداداره شده وسمت رابعنوان یک امانت احساس کند.
وجداناهرانسانیکه به یک سمت اداری توظیف میگردد،بایدقبل ازاشغال کرسی وظیفه ،خودش رابررسی کند، که آیاامانتداراست یاخیر؟
درصورت وجدان امانتداری درخود،بایدببیندکه آیاتوانائی انجام کارهای اداری راداردیاندارد؟ درصورت وجدان توانائی برای انجام کارهای ادای ،درحین انجام اموراداری بایدمراقب خودش باشدتادچارلغزش نشودوازمیدان امتحان الهی بعنوان امانتدارصادق،موفقانه بیرون شودتاباعث خوشبختی جامعه وخودش گردد.
دردنیای امروزیکی ازروشهای مقبول برای تعیین زمامداران ورهبران جامعه،شیوه انتخابات است وباقدم به عرصه گذاشتن این شیوه ،برای گزینش رهبران،متقابلامسئولیت بس عظیم بدوش جامعه ومردم گذاشته شدکه آن دادن رای است به اهل رای، چون رای درحقیقت امانت بوده وطبق فرمایش قرآن عظیم الشان (هماناخداوند، فرمان تان میدهدکه امانت هارابه اهل آن برگردانید«1») امانت بایدبه شخص امین پرداخته شود.
وحضرت علی(ع) بابینش امانتداری ،واردعرصه حکومتداری وسیاستگذاری می شودواین نکته راسرلوحه زعامت ورهبری اش قرارمیدهدکه حکومتداری،امانتداری است نه خوشگزرانی واعمال قدرت برمبنای خواهشهای نفسانی ،ازفرمائشات آن حضرت به کرات ومرات استفاده می شود، که ایشان،حکومتداری رابه معنی امانتداری اعلام میداردکه نمونه بارزش نامه آن حضرت به فرماندارآذربیجان است که درآن می نویسد:«هماناسمت فرمانداری برای تووسیله آب ونان نبوده بلکه امانتی درگردن تست»(2)
بدست گرفتن زمام اموریک جامعه،درحقیقت به عهده گرفتن یک مسئولیت بزرک الهی وملی است وزمامدار، یک جامعه اگرخیانت کنداثرمنفی خیانت دامنگیرملت خواهدبودوطبق فرمایش حضرت علی(ع) (همانابزرگترین ، خیانت ،خیانت به ملت است«3») زمامدارخائن مرتکب بزرگترین خیانت دینی وملی خواهدبودبرای اینکه ازنظردینی،مشروعیت حکومتداری ازجانب خداونداست زیرادرقرآن بشرراامربه اطاعت ازخدا،رسول خداواولی الامرنموده است چون هدف خداوندازخلقت بشراستکمال وتقرب اوبه حق است ونیل به این هدف ممکن نیست،مگراینکه جامعه بشری ازیک نظم ونظام خاصی پیروی کنندوپیروی ازنظام خاص آنزمانی محقق می شودکه،کسی عهده دارمسئولیت بزرگ وخطیرزمامداری وحکومتداری شودبایدتوجه داشت که اشغال کرسی زمامداری وحکومتداری ازنظردینی خالی ازشرط وشروط نیست ویکی ازشرائط که می توان ازنظردینی برای آن بیان نمود،لیاقت وشایستگی زمامداراست زیراکسیکه لیاقت وشایستگی ندارد، ازلحاظ عقیدتی،اخلاقی علمی وتوانائی کاری بااشغال کرسی یک سمت یااصلابجهت عدم توانائی نمی تواندخدمت برای ملت انجام دهد. ویابدترازآن مرتکب خیانت به ملت می شود. وقبلاحدیثی رااززبان مولای متقیان علی(ع) نقل نمودیم که آن حضرت،خیانت به ملت را،بزرگترین خیانت معرفی نمودودرنامه دیگری آن حضرت، که به یکی ازفرمانداران وکارگزاران خودش که مرتکب خیانت ملی شده بود می نویسد:«همانامن ترادرامانت خود،شرکت دادم وهمرازخودساختم پیمانت راباپسرعموی خود،دیگرگون ساختی وهمراه بادیگران فاصله گرفتی .وماننددیگر، خیانت کننده گاه خیانت کردی (4)
…………………………………………………………………………………………....................................................................................
(1) سوره نساء آیه 58
(2)نهج البلاغه نامه 5
(3) همان نامه 26
(4) همان نامه 41.
ازسخنان امیرموء منان دانسته می شودکه آن حضرت، خودش وکسانیکه برمردم حکومت میکنند رابعنوان امانت دارمعرفی مکند.
درکل ازدیدگاه امام علی(ع) امررهبری وزعامت ملت یک امانت است ورهبرکارگذاروقت واردکارمی شود،بایدهمین بینش راداشته باشد وبه کرسی سمت بعنوان امانت نگاه کند
2. بینش ودیدگاه امام بعنوان رهبروکارگذارمسلمین ازنقطه نظرهدف حکومتداری وکارگذاری ، خیلی برجسته ووارسته بیان شده است که دقیقانمونه والگواست امام بیان میکندکه حکومتداری، رهبری، وکارگذاری،هدف نیست وبلکه وسیله است برای رسیدن به هدف بالاووالاترکه آن ترویج عدالت وبرپائی آن درجامعه است .
آن حضرت دریکی ازنامه هایش آنقدرحکومت و امردنیاراپست بیان میکندکه ازآب بینی بزغاله کرده پست تر،مگراینکه عدالت پیاده شودکه دراین صورت ازارزش بالای برخورداراست.
بعضی کوته نظران ریاست وحکومت را،هدف اصلی می پندارندولذابرای رسیدن به آن همه چیزخودرافدامکنندوبارسیدن به این هدف اصلی اش، همه چیزراازآن خوددانسته وخودرابالاترین فردجامعه احساس مکنددرحالیکه امام علی(ع) میفرمایدرسیدن بقدرت وحکومت نبایدهدف اصلی ونهائی زمامدارورهبرجامعه باشدبلکه رسیدن به قدرت،برای رهبروسیله ای برای رسیدن به اهداف عالی دیگری باشدکه ازآن جمله رعایت حقوق مردم ،تحکیم عدالت اجتماعی، امنیت و ثبات دربین مردم است .
درجای دیگرامام ارزش حکومت راچنین بیان میکند:خطاب به یکی ازیارانش می فرماید{قیمت این کفش چقدراست؟ (ظاهراکفش راخودحضرت پینه می زده) شخص مخاطب عرضکردیاعلی جان آن کفش بهائی ندارد.حضرت فرمودبه خداسوگندهمین کفش بی ارزش،درنزدمن ازحکومت برشمامحوبتراست مگراینکه حقی رابه آن به پادارم یاباطلی رادفع نمایم(1)
این است بینش حضرت علی ازلحاظ هدف . که هدف اصلی آن حضرت ازحکومتداری دفاع ازحقوق مردم،تحکیم عدالت دربین آنها،نابودنمودن ظلم واستبدادودرکل نظم بخشیدن به زندگانی مردم که درحقیقت نظم درزندگانی اجتماعی یکی ازپیش زمینه های تمدن،پشرفت وترقی جامعه است.
دردنیای امروزکه همه دادازعدالت خواهی میزنندچه مسلمانهاوچه غیرمسلمانها،برای محقق شدن این شعاروبرای رسیدن به این هدف،بایدسردمداران این قافله ازعلی وبرنامه های علی الگو
بگیرد.
3. بینش دیگرحکومتی علی(ع)،این است که میگویدحاکمان خدمت گذاران جامعه است نه اربابان جامعه درحقیقت حرفی که امروزدموکراسی خواهان دروغین، دارند ترویج مکنندکه قدرت ازآن مردم باشد،این سخن راحضرت علی(ع) هزاروچهارصدسال قبل دربینش حکومتی خویش بیان میدارد.
تطبیق این بینش حکومتی علی (ع) درمورداداره جامعه یگانه رمزی است برای نابودساختن استبداد،به این معناکه اگرهرحاکمی،مانندعلی خودش راخدمت گذارجامعه احساس کندومردم راارباب خویش،
هرگزمنفذی برای استبداد،درامورحکومتی باقی نخواهدماند. واگرقضیه برعکس شود،که حاکم خودش راارباب مردم وهمه کاره احساس کندومردم رازیردست خودشمارد،زمینه سوق حکومتدا
.......................................................................................................................................................................................................................................................
(1) نهج البلاغه، خطبه 33
ری رابسوی استبدادوخودکامگی فراهم می سازددرنتیجه حاکم مرتکب جنایت فاحش می شودواین
باعث ویرانی وعقب ماندگی کشورومردم خواهدشد.
موفقیت وپیروزی یک رهبروزمامدارجامعه،درگرواین است که آن رهبربرای پیروزی وموفقیت جامعه ومردم خویش تلاش نمایدوجامعه خودش رادرقله سعادت دنیوی واخروی برسانداگرجامعه درکام استبدادفرورود،درحقیقت خودحاکم شکست خورده ونتوانسته است بعنوان زعیم موفق ایفای وظیفه نماید.
امام علی(ع) دریکی ازنامه هایش به کارگذارموفق وورزیده خودش مالک اشترمی نویسد:« به مردم نگو،به من فرماندادند،من نیزفرمان میدهم ،پس بایداطاعت شود»(1)
درحقیقت این تفکروبینش حکومتی امام(ع) خود،دال برنفی حکومت های مطلقه واستبدادی است یعنی حاکم نباید،مستبدومطلق نگرباشدچون رای استبدادی ومطلق نگری باعث تباهی حکومت، حاکم ورعیت می گرددوتجربه نشان داده است که نتیجه مطلق نگری،سرنگونی حکومت است حاکم مستبدآخرامرش،نابودشدن است حاکم مستبد،بستربدبختی وویرانی خود، کشوروملت خودش رامی گستراندوهمیشه جایگاه نام حاکم مستبد،مزبله های تاریخ بوده و خواهدبود.
ازهمین رواست که حضرت علی(ع) برای والی خودش،مالک اشتر،بیان میکندکه نبایدمستبد ، باشی، چون استبدادباعث تباهی شخص مستبدوجامعه خواهدشد. توحاکم بعنوان خدمتگارمردم خویش هستی نه بعنوان ارباب مردم بلکه کارفرمائی ،ازآن مردم وجامعه است وشمابعنوان فرمان بردارونبایدبرنامه های حکومتی شماتبدیل به استبدادومطلق نگری گردد.
وحضرت علی درنامه دیگرش به کارگذاردیگرش(اشعث بن قیس )می نویسد:«... توحق نداری بررعیت استبدادورزی »(2) این فرمان صریح امام، به فرماندارش،خیلی جالب ونشاندهنده بینش حکومتی علی است .
درجهان امروزتلاش براین است که استبدادباید،ریشه کن شود،باصراحت می توان اعلام کردکه یگانه راه ریشه کن کردن استبدادوخودمحوری ومطلق نگری،پیروی ازخط مشی علی است همانگونه ایکه نظریه استبدادی دروجودعلی راه نداشت بایدرهبران وسیاستمداران جامعه نظریه استبدادی راازخود،دوربسازندچون سرمنشاء آغاراستبداد،درجامعه ،راه پیداکردن نظریه استبدادی، درطرز، تفکرسیاستمداران ورهبران جامعه است ولذابایدریشه کن ساختن استبداد،ازطرزتفکرر،
سیاستمداران ورهبران جامعه آغازگرددزیرااینهازعیم مردم اند،اگراینهامستبد،خودمحورومطلق نگرباشندباتوجه به اینکه قدرت هم بدست اینهااست دیگرسرنوشت مردم مشخص است که به کجا، کشانیده می شودازهمین جهت است که علی(ع) بشترین تلاش دارد،درموردازبین بردن وریشه کن نمودن استبدادوبه فرماندارش دستورمیدهدتابااستبدادوخودمحوری،مبارزه جدی نمایداگرمابه عمق حکومتداری وسیاستگذاری علی توجه داشته باشیم درمی یابیم که روش وبینش حکومتی علی در جهان بی نظیراست روش وبینش حکومتی علی ،یک روش وبینش کاملامردم سالاروجامعه ساز،
امروزه گرچندشعارمردم سالاری گوش دنیاراکرنموده امادرعمل حتی شعاردهنگان بانی استبداد، خودمحوری ومطلق نگری انداماهمه دنیادرانتظارروزی است که این اندیشه های غلط ازبین رفته وحکومت مردم سالاری که علی خواهان آن بودبرپاشودکه ان شاءالله خواهدبرپاشد.
.....................................................................................................................................................................................
(1) نهج البلاغه،نامه 53.
(2) همان نامه ..........5.
امام درنامه 53 اش قضیه رابه مالک،کمی بازمیکندوبرای مالک وبقیه کارگذاران لایق اش ، صریحااعلام میدارد :( مهربانی راغنیمت دانی )(1)
امام به مالک اشتر،نامه می نویسد،امادرحقیقت مخاطبش،تمام کسانیکه عهده دارامرخطیرومهم
رهبری وزمامداری درطول تاریخ اند،می باشند.
انسان خردمندوقتی به فرمائشات علی توجه میکنددرس میگیردعلی برای موفقیت درهرکاری شاه راهی رابرای مامعرفی کرده،مخصوصاامرسیاست گذاری ورهبری که ازدیدگاه آن حضرت خیلی اهمیت دارد،درزمینه سیاست گذاری،آن حضرت به همه سیاست گذاران دستورمیدهدکه نسبت به رعیت ومردم مهربان باشنداگرمهربان نباشندومستبدانه عمل کنندنه تنهاخودش به مرام ومقصدخودش نائل نمی شودبلکه باعث ازبین رفتن عدالت درجامعه می شودووقت عدالت ازبین جامعه رخت بربست دیگراحترام به حقوق دیگران درآن جامعه وجودنخواهدداشت وزندگی انسانی جامعه تبدیل به زنگی حیوانی می شودودیگراسم آن حاکم رانبایدحاکم گذاشت بلکه حیوانی است درنده،ازنظرعلی استبدادحاکم ارزش حاکم رابه حدحیوان تنزیل داده وجامعه رادرکام نابودی فرو، می برد.حضرت درادامه نامه اش می نویسد:(.... زیرامردم دودسته انددسته ای برادردینی توو دسته ای دیگرهمانندتودرآفرینش می باشد)«2»
این بیان امام خودنشانگرنفی هرگونه استبدادنژادگرای،خودبرتربینی،سمت گرائی است. هدف امام این است که کاربه اهلش سپرده شودنه اینکه توظیف اشخاص براساس قومیت ،سمت ،روابط ، لسان و...باشد.
درصفحات قبل بیان شدکه نگاه وبینش حکومتی وسیاسی امام علی نسبت به رهبری وکارگذاری، بعنوان یک وسیله وسبب بوده،برای رسیدن به هدف اصلی واساسی . باتوجه به مطلب بیان شده، این سوال مطرح میشودکه هدف اصلی واساسی ازدیدگاه امام علی چیست ؟ که رهبری یک جامعه وسیله رسیدن به ان است .
بازهم اگربه بینش سیاسی وحکومتداری علی عمیقاتوجه کنیم،درمی یابیم که هدف اصلی ازدید گاه سیاسی ودینی امام علی درامراداره ورهبری جامعه،برقراری عدالت دربین جامعه می باشدو حکومتداری وسیاستگذاری وسیله ای است برای رسیدن به آن هدف اصلی .وبایدرهبروزمامدار یک جامعه برای رسیدن به این هدف اصلی تلاش نماید چون عدالت زمینه سازرشد،کمال،سعادت ، فلاح ورستگاری انسان است ازطرف دیگریگانه هدف ازخلقت بشررشدوکمال یافتن بشراست و نیل به آن هدف ممکن ومیسرنیست مگردرسایه عدالت بارعایت عدالت . لذاحضرت علی تاکیدمی کندکه اساس وهدف حکومت ورهبری رسیدن به عدالت وتحقق عدالت درجامعه بشری است .
حالاوقت هدف اصلی مشخص شد،سوال دیگرمطرح می شودکه راه رسیدن به آن هدف اصلی چیست؟ وآیامی توان ازهرراهی به عدالت رسیدیاراهی که خودعدالت می خواهد،ضرورت است ؟
این هاپرسشهای است که بایدبه آنهاجواب داده شود.
.........................................................................................................................................................................................................................
(1) نهج البلاغه نامه 53
(2) همان .
برای پرسش ازاینکه(راه رسیدن به عدالت چیست؟) می توان جواب دادکه گام اول برای رسیدن
به عدالت،تاسیس یک حکومت وبوجودآوردن یک نظام سیاسی است اگرنظام سیاسی نباشدعدالت اجتماعی بوجودنخواهدآمد.
همانطوریکه حضرت علی دریکی از خطبه هایش می فرماید:(مردم به زمامدارچه نیک یابدنیاز ، مندند......ومردم دراستقرارحکومت ، زندگی میکنند«1»)
برای اینکه مردم بتواننددرامنیت ورفاه زندگی کنند،وحقوق فردی واجتماعی یک جامعه رعایت گردد،وجودیک حکومت مقتدرویک نظام سیاسی،ضرورت است .بناء اگربواهیم به عدالت برسیم ،درقدم اول بایدیک حکومت ویک نظام سیاسی داشته باشیم ،رسیدن به عدالت اجتماعی، بدون تاسیس یک حکومت مقتدرونظام سیاسی مطلوب امکان پذیرنیست.
براساس مطالب بیان شده،اولین راه رسیدن به هدف اصلی(عدالت)،ایجادیک حکومت ونظام سیاسی است. حالااین پرسش مطرح می شودکه آیاهرحکومت ونظام سیاسی می تواندوسیله رسیدن به عدالت قراربگیردیاحکومت ونظام سیاسی که به ارمغان آورنده عدالت است یک حکومت ونظام سیاسی خاص است؟
دقیقاهرحکومت وهرنظام سیاسی نمی تواندکه راه رسیدن به عدالت قراربگیرد،بلکه حکومت و نظام سیاسی می تواندراه رسیدن به عدالت باشدکه بامعیارهای عدالت خواهی سازگاری داشته باشد رهبروزمامداریکه باهدف مقدس عدالت خواهی برمردم حکم می راند،بایدوسیله ایکه ازآن برای عدالت خواهی وتحکیم عدالت دربین مردم استفاده میکند،مقدس باشدتانتیجه اش منتهی شودبه عدالت الااگروسیله نامقدس بود،نتیجه اش عین بی عدالتی خواهدبودچون نتیجه تابع اخس مقدمه ها است وازنظردینی رسیدن به هدف مقدس ازروشهای نامقدس درست نیست وخودمنتج می شودبه نامقدسی .
بناء بایدحکومتی ایجادشودونظام سیاسی بوجودآیدکه مطابق معیارهای عدالت خواهی باشدتا
اینکه آن حکومت ونظام سیاسی، جامعه ومردم رابه عدالت برساند.ازدیدگاه علی(ع) اولین اصل که درتشکیل وایجادیک حکومت ونظام سیاسی ضرورت است،اصل لیاقت وشایستگی درامر حکومتداری ونظام سیاسی است یعینی حاکم ورهبرجامعه بایدلایق وشایسته باشد.اگراین بینش علی دردنیای امروزبین رهبران وجودداشته باشدوشکل گیری نظام سیاسی وحکومت درهرکشور براین مبناباشدتمام کشورهاازبی عدالتی نجات یافته وعدالت دربین آنهامستقرخواهدشد.
لذاضرورت است که اصل لیاقت وشایستگی درامورحکومتداری ونظام سیاسی درهرکشور،در صدرجدول قرارداشته بگیردوبرای توظیف وجذب کارگذاربایداولین ویژگی که منظورمی شود، اصل لیاقت وشایستگی وتخصص درزمینه باشدوهیچ چیزی دیگرنبایدجای این اصل رابگیردوالا نظام سیاسی وحکومت مطلوبیکه به ارمغان آورنده عدالت باشد،بوجودنخواهدآمدن.نویسنده مشهور مسیحی (جورج جرداق)درکتاب معروف خودش بنام (امام علی الصوت العدالت الانسانیه )می نویسد:«درموردجایگاه اصل لیاقت وشایستگی،دربینش سیاسی امام علی،همین بس که میگوید: شگفتا؛امرحکومت وخلافت بارفاقت وخویشی هم می شود؟
اوقات حتی درمناظره هااین مطلب رابیان میدارد. حضرت دریکی ازبیانات خودش صریحااعلام
.....................................................................................................................................................................................................................................................
(1) نهج البلاغه خطبه 40.
میداردکه(کارهارابدست خبرگان ومتخصصین آن بسپارید«1»)
حضرت علی(ع) باتوجه به اصل لیاقت وشایستگی،اولین پرسش راازخودآغازمکندآیالیاقت خلافت راداردیاخیر؟ ولذااست که حضرت قبل ازآن که حق خلافت به ایشان برگردانده شود،ده ها دلیل عقلی ونقلی برای مستحق بودن ولیاقت وشایستگی خودش به امرخلافت،بیان کرده ودربعضی
امام درنامه عالی وسیاسی که می نویسد به فرماندارش مالک عزیز،درموردانتخاب کارگذاران دستورمیدهد:(درامورکارمندانت بیندیش وپس ازآزمایش به کارشان گماروبامیل شخصی وبدون مشورت بادیگران،آنان رابه کاراهای مختلف وادارمکن،زیرانوع ستمگری وخیانت است،کارگذارا ن دولتی را،ازمیان مردم باتجربه وباحیاازخاندان پاکیزه وباتقوا،که درمسلمانی سابقه درخشانی دارند،انتخاب کن،زیرااخلاق آنان گرامی تر،آبروی شان محفوظ تر،طمع ورزی شان کمتروآنده نگری شان بیشتراست «2») این نامه علی(ع)خودبیانگراندیشه وتفکرشایسته سالاری ولیاقت سالاری درامرتعیین رهبریک جامعه وایجادیک حکومت ونظام مفیدجهت تحقق عدالت درجامعه بشری است.
وحضرت درنامه دیگر،به یکی ازکارگذارانش دستورمیدهد:(درامربه کارگیری کارمندانت،که بایدزیرنظرتوکارکنند،واسطه وشفاعت رانپزیر،مگرشفاعت کفایت وامانت.«3»)
حضرت علی اصل لیاقت وشایستگی رادرقدم اول برای خودش وبعدبرای همه کارگذاران نظام سیاسی خودش،بعنوان یک اصل بیسیارمهم واساسی لحاظ میکندوباصراحت برای گماشتن کارگذار پرهیزازهرگونه واسطه بازی رااعلام میکند،برای اینکه اگرواسطه بازی جایگزین اصل لیاقت وشایستگی شودزندگانی جامعه به تباهی کشیده شده وبجای عدالت،ظلم واستبداددربین جامعه حاکم میگرددودرنتیجه هدف اساسی که رسیدن به عدالت است هرگزمیسرنخواهدشد.لذااین اصل راآنقدر مهم واساسی بیان میکندکه یگانه رمزپیروزی وموفقیت حاکمان ونظام سیاسی رافقط درانتخاب وتوظیف افرادشایسته لایق،کارفهم ،کاردان ومتخصص میداند وازدیدگاه آن حضرت،رمزسربلندی یک حکومت وکشورونظام سیاسی،داشتن رهبرلایق،شایسته وکارفهم است اگررهبروحاکم یک نظام سیاسی قوی باشد،آن نظام سیاسی پویابوده ودرنتیجه پیروزی وموفقیت راازآن مردم وجامعه خودخواهدساخت واگردرامرانتخاب وتعیین زعیم ورهبریک جامعه دقت نشدویابراساس امیال شخصی انتخاب شد،رشدوترقی ازآن جامعه رخت بربسته وکاملاعقب ماندگی وتباهی دامنگیرآن جامعه خواهدشد.