مزاری یک شمع عدالت خواه بود،

  صد حیف ، د شمنا ن عدا لت اورا خا موش کرد ند   

   هما نگونه ای که شمع  خود ش می سوزد ونا بود میگردد وبه اطرا فیا نش روشنا یی می بخشد ، مزاری نیز مانند شمع پرفروزان خودش تمام نا ملا یما ت زندگی ، رنجها ، زحمت ها ومشقت ها را به جان می خرید وتحمل میکرد اما تما م تلا ش وی در زمینه پیا ده شد ن عدالت اجتماعی ، اخوت اسلامی وو حد ت ملی بود شهید عبدالعلی مزاری کسی بود که هیچگاه به منفعت شخصی نیند یشید وتمام اند یشه های والای وی ، مبتی بر مصالح ملی وعمومی بود این ا ند یشه های والا اختصاص به زما ن رهبری آن رهبرمحبوب ندارد بلکه حتی دردوران کود کی ونو جوا نی نیزشهید مزاری اند یشه های وحد ت طلبی ، اخوت طلبی وعدالت طلبی را به سر می پروراند شهید مزاری بعد ازتولد درقریه نا نوایی چها ر کنت ولایت بلخ و سپری نمودن دوران طفولیت وارد مدرسه شد و درهمان دوره که دوره نوجوانی شهید مزاری بود ، ملا قا تی داشت با شهید سید اسماعیل بلخی درمدرسه که درقریه نا نوایی بود، این اولین ملا قات باعث شد که شهید مزاری با شهید سید اسماعیل بلخی تا سالهای زندگی شهید سید اسماعیل ملا قا ت های زیادی داشته با شد و این دو عدالت خواه زمان، پیرامون نجا ت مردم از استبد ا د ، ظا لمان دورا ن وبی عدالتی های موجود درا فغانستان صحبت میکرد ند وهمواره درفکر زمینه سازی برای تحقق عدالت اجتماعی میان ملیتها بود ند اما د رحقیقت دوره مبارزه  شهید مزاری ازدوران عسکری که ازسال 1348 ا لی 1350 درپکتیا سپری کردوبه تنبیه گاه عسکران سرکش ومتمرد معروف بود ، جدی تر شد مزاری بعد ازدوران عسکر ی برای پیش برد اهدا ف والایش که ازبین بردن ظلم واستبداد بود،مجددا به تحصیل پرداخت واحساس کرد مدارس محل پاسخ گو به روح تشنه ای اونیست ، ولذا رهسپار نجف اشرف شد بعد اززیا رت عتبا ت عالیا ت وبررسی اوضاع علمی وسیا سی حوزات عراق به ایران آمد وبا اقا مه درقم تا سال 1355 با جد یت وتلاش طی پنجسال دروس سطوح حوزه را به پا یان رسا نید پس ا زا تما م تحصیل درقم وسفر مجدد به عراق ود ید ار با شخصیتها ی مبارز علمی وسیا سی به ا یران برگشت ود رمرز ا یرا ن تو سط سا واگ (سازمان جاسوسی شاهنشاهی ایران ) دست گیر ودرزندان مورد شکنجه و تعقیب قرار گرفت چنا نچه خود آن رهبر درخا طرا تش میگو ید « روزی سیگا رروشنی را روی صورتم خاموش کرد ند به امید ا ینکه یک آخ بگو یم ولی برخلاف انتظارآنها  تا آخر، چشم در چشم آ نها دوخته وسا کت وصبو رما ند م تا شخصیت یک طلبه افغا نی را خرد نتوا نند ! این قضیه نشا ن دهنده صبر، شکیبا یی وا ستقا مت مزاری ا ست شهید مزاری بعد ازچهار ماه شکنجه ا ززند ا ن رها یی یا فت وبا بد ن مجروح ولبا س پا ره پا ره وارد کا بل شد.

 

  ویژگیهای شهید عبدالعلی مزاری                         

1. تقوای الهی ایشان هم تقوای فردی داشت وهم تقوای سیاسی بطورنمونه کسی اندوخته مالی وپولی درهیچ منبع وبا نکی بنام اوسراغ ندارد وهمچنا ن درعرصه سیا ست تما م حرکا ت وسکنا ت شهید مزاری برمبنا ی اصل مردم سالاری ، وحد ت ملی ، عدا لت ا جتما عی وعد م تقد م منا فع شخصی برمنا فع ملی وعمومی استوار بود شهید مزاری یگ انه مدا فع حقوق مردم بود چنا نچه این قضیه در صحبتها ی آن رهبر شهید درتا ریخ 15 جدی 1371 بصرا حت بیا ن شده است « بلی من ا فتخا ر دا رم که با شما تعهد کرده ا م که حق شما را می خوا هم و تعهد کرده ا م که در را بطه به حقوق سیا سی ومذ هبی شما مرد م هیچ و قت وارد معا مله نشوم وخیا نت نکنم » ونیزدرآ خر ین سخنرا نی خو د ش ، به مرد م بیا ن کرد :« حا ضر م د ر کنا ر شما خو نم ر یخته شود ولی هیچگا ه د ست ا زخوا ستن حقو ق شما بر نخوا هم  د ا شت » .

  2. شجاعت ؛ شهید مزاری در شجا عت و جوا ن مرد ی خود ش کم نظیر بو د آ ن رهبر فرزا نه سه سال همچو ن نگین درحلقه کوه ها آی تش فشا ن کا بل زیر با رش ملیون ها گلو له خفیف و ثقیل ا یستا د و یک کلا م  به عقب بر نگشت و یک گا م به نقص و حد ت ملی برندا شت و یک پیا م به نفع خود وضر رد یگرا ن صا در نکرد وهمیشه فریا د عدا لت خواهی صدا قت طلبی واخو ت وحد ت ملی را سرمیدا د  ا زآ نجا ی که مزاری خود ش را و قف آ رما نها ی ملی کرد مرد مش نیز با  تما م وجو دا زمزاری حما یت کرد و تما م جا ن و جوا نا ن شا ن  را همراه با مزا ری در راه خدا تقد یم کرد بعد از شها د ت مزاری مرد م جنا زه پا ک ا و را ا زغز نی تا  بهسود، با میا ن و یکا و لنگ صد ها کیلومتر با پا ی پیا ده به دو شها ی شا ن حمل کرد ند و بالاخر ه به  بلخ  ا نتقا ل داد ند وسرا نجا م بعد ا زچها رده روز ازشها د ت آ ن رهبر محبو ب ، با د نیا یی ازا شک و ا ند وه د رشهر مزار شریف آغشته با عطرخو ن و شکفته در ستا ره ها ی ز خم  با سینه ا ی مملوء ا ز حق خواهی وعدا لت طلبی با ر نجها وغمها ی نا شی از تضییع  حقو ق مرد مش درسینه چا ک و طن و میهن محبو بش د فن شد  تا در خا ک که برا ی رها یی و ا ستقلا ل و پیا ده شد ن عدا لت در آ ن ز حما ت فراوا ن متحمل شد ، تجز یه شود و با سبزه و گیا ه د رآمیز د سر خگلی شود و بها رذ هن وز ند گی مرد م  و وطن عزیز ش را  ا زعطر عشق ، از شعر غرور و ا زشکوه آ زاد ی سرشا رکند آ ره خد ما ت ملی وعدا لت طلبی وا خوت خواهی مزاری با عث شد که د رقا مو س عا شقا ن وا ژه « مزاری » متراد ف شود با کلمه عشق وعشق هما ن ستا ره ای ا ست که آ سما ن با  آ ن عظمت شگرف که دا رد، تا ب شعله ا ش را نیا ورد بیسیا ر به سمع قلم  دا د زدم  که ا زشجا عتها ، ر شا دتها و عدا لت خواهی ها ی مزاری برا یم چیزی بنو یس درجوا بم گفت بگذ ار به کو چکی خود و بزر گی مزا ری و آرما نها واهدا ف مقد س مزاری اعترا ف کنم .

 

این شمع عدالت خواه ، چه می خواست ؟

    روشن است هرکسی که صدا بلند میکند حتما خواسته ها ی دارد خصوصا کسی که حا ضر شو د جا ن را در طبق فنا و نا بود ی بگذ ا رد و حا ضر شود تما م شکنجه ها را بجا ن بخرد اما ا زخوا سته ها ی بر حق  خود ، د ست بر ند ا رد  جد یت تا به ا ین حد نشا ن د هند ه ا ین ا ست که حتما خوا سته ها ، خواسته ها ی ارزشمندی است ؛ مزاری که حا ضر شد ، شد ید ترین شکنجه ها ی دورا ن را تحمل کند برای چه بو د و چه خوا سته های داشت ؟

    مقاله هذا تلا ش میکند خوا سته ها ی اساسی شهید مزاری را بطورفهر ست وار به رشته تحریردر بیا ورد:

۱.    مبارزه با استبداد ؛

۲.    کوتا کردن دست اجانب وکشورهای خارجی ازافغا نستان وتلاش جهت کسب استقلال برای کشور؛

۳.     عدا لت اجتما عی ، برا دری و برا بری ملیتها ؛

۴.     مبا رزه با تحجر وا فرا طیت ؛

۵.     وحد ت ملی ؛ شهید مزاری در سخنرا نی خود درتا ریخ  18-1372  فرمو د « ما میگو ییم مر د م ا فغا نستا ن براد را ن یکد یگرا ند صد ها سا ل باهم براد روار ز ند گی کرده ا ند ، با ید برای تعیین سرنوشت سیا سی شا ن حق مسا وی دا شته با شند ا ین سخنها به معنا ی برادری ملیتها است نه به معهنا ی خصو مت  و د شمنی  آ نها »

۶.     ا ز بین بردا شتن  تبعیض قومی ، نژا د ی ،  سمتی ، حز بی  و....

 

  ا گرا ین خوا سته ها ی رهبر شهید درجا معه ا فغا نی تحقق پید ا میکرد وعملی می شد ، د یگر بد بختی ، فقر، جنگ ها ی دا خلی و تحمیلی ، تعببض ، حق کشی ها و... دا منگیر مر د م ا فغا نستا ن نمی شد  شمع عدالت خواه و وحد ت  طلب کشورما شهید عبد العلی مزاری برای عملی شد ن ا ین آ رما نها ی خرد مند ا نه پا فشا ری زیا د میکرد ا ما صد حیف که دشمنا ن وحد ت ، عدا لت ، برابری وبرادری ، صلح ، آ با دی افغا نستان ، این شمع پر فروغ را خا موش کرد ند.

 

چون تورفتی باغ وگل بربا د رفت

با غبا ن ، آ ب ر خ  شمشا د ر فت

 

 چون تورفتی سروها بی سرشد ند

غنچه ها د رموج خون پر پر شد ند

 

پا نزدهمین سالگرد شهید وحد ت ملی استا د عبدالعلی مزاری(ه ) برهمه عدا لت خوا ها ن مخصو صا  برای ملت غیور وشهید پرور ا فغا نستان تسلیت با د .

 

                        روحش شاد ویادش گرامی با د

 

ترتیب دهنده : جان محمد بیا نی شیخمیرانی ، محصل سال سوم دانشکده حقوق

 

 

+ نوشته شده توسط جان محمدبیانی در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 5:39 بعد از ظهر |

یک ابرازتا سف ، خونبهای ده ها افراد ملکی

 

  درطول تاریخ افغا نستا ن بشترین آسیب به ملت ومردم افغا نستان رسیده ؛ افغا نستا ن دارای هر نوع نظا م سیا سی ودارای هر رهبر وزما مداری که بوده با زهم مرد م قربا نی سیا ست های غیرعا قلا نه و شخص محورانه ( نه ملت محورانه ) بوده است .

      با بر چیده شد ن نظام سیا سی طا لبا نی وزمزمه شد ن نظا م دموکراسی، مردم افغا نستا ن امید وا ر شد ند که شا ید بعد ا زین تا ریخ ، به حقوق آ نها احترا م گذ ا شته شود ا ما ا زآ غا ز حکومت انتقا لی تا به حا ل این ا مید واری های مرد م کم کم به یا س ونا ا مید ی مبد ل میگردد چون مرد م مشا هده کرد ند که نه تنها دولت نتوا نسته ا ست مدا فع و احترام گزار به حقوق آنها با شد بلکه درموارد زیاد ی با عث تضییع حقوق آ نها شده است ؛ همه با ور دارند که اسا سی ترین وبالا ترین حق ا نسا نی ، حق حیا ت است وهمه روزه می بینیم که ده ها شهروند ا فغا نی به ا ثر حملا ت ، بمبا را نها ووتیرا ند ا ز یها ی نیروهای دا خلی وخا رجی قربا نی میگرد ند و این باعث نفرت وا نزجا رمردم ازنیروها ی داخلی وخا رجی شده ا ست ومردم دراین مورد ذی حق ا ند زیرا این نیروها به بها نه دفا ع ازحقوق مرد م ، با رها باعث ازبین بردن اساسی ترین حق مردم شده اند با وجود یکه با رها بین دولت افغا نستان وقوای خارجی موا فقت نا مه ا مضا شد که به حقو ق مرد م ملکی کما ل احترام گذ ا شته شود و نبا ید نیروها ی دا خلی و خا رجی با عث ا یجا د اختلال درزند گی شهروندا ن گرد ند، ا ما با زهم می بینیم که نه تنها به حقوق مرد م احترام گذ اشته نمی شود بلکه روز به روزبی احترامی وحتی ا زبین برد ن اسا سی ترین حق آن ها بیشترمیگرد د درشرایط فعلی افغا نستان ، اگرحملات انتحاری انجام می شود ازسوی دشمنان افغا نستان ویا حملا تی انجا م می شود ا زسوی دولت ونیروها ی خا رجی برای از بین  بردن دشمنا ن افغا نستان، درهردوصورت افراد غریبکا ر وملکی قربا نی میگرد ند ،وظیفه نیروهای داخلی ما است که که با طرح ریزی دقیق برای مبا رزه با دشمنا ن وبا انگیزه دفاع ازحقوق مردم جلونیروهای خا رجی را درقتل عام کردن مرد م بگیرند ولی متا سفا نه نیروهای داخلی ما نه تنها این جرأ ت و جسا رت را ند ارند که تصمیم گیرنده خود شا ن باشند ، بلکه همه روزه تما شا گرقتل عام شد ن ده ها مسلما ن ملکی افغانی است

    ازهمه درد آورتراین است که نه دولت افغا نستان ونه قوای خا رجی به خون ارزشمند ا نسان ها که دربینش اسلامی ما ارزش والای دارد وکسی که بنا حق خو ن یک ا نسان را بریزد بمنزله این است که خون تمام انسا نها را ریخته با شد ، توجه ند ارند زیرا اگرتوجه مید ا شت، تد ا بیر جد ی برای نجا ت مرد م ازقتل وقتال ا تخا ذ می نمود ند که تا بحال یک تد بیر دقیق ، جدی وبه مصلحت مردم ملکی اتخا ذ نشده گرچند درا ین مورد سروصداها ی زیا دی شده وصحبتهای زیادی شد ه بازهم می بینیم که همه روزه ده ها فرد ملکی کشته می شوند ونیروهای خارجی که عا مل این کا را ند، فقط  یک ابرازتا سف واعلا م اشتباه ، به با زما ند گاه شهد ا، خونبها میدهند آیا فقط یک ابرازتا سف می توا ند خونبها شود ؟ وآ یا یک اعلام اشتباه درکشتن آن عزیزان، می تواند تسلی بخش خاطربا زما ندگا ن آنها شود ؟ وآیا یک تسلیت گفتن به مردم افغا نستان و خوانواد ها ی شهد ا می تواند جبران گرخون ارزشمند یک شهید گردد ؟ درحالیکه کسی که خون یک انسان را بریزد مثل این است که خون همه ا نسا ن ها را ریخته با شد .

   درد دلها ی که بیا ن شد خواب خیال نیست بلکه دردهای است که همه ما احسا س کرده ایم وبا چشم خود دیده وبا گوشهای خود شنیده ا یم که همه روزبا حملات ، ما ین گزاری ها وا نتحا ری های که دشمنا ن افغا نستا ن وهمچنا ن حملا تی که  نیروها ی دولتی با همکا ری نا تو انجا م میدهند ، به عمرده ها افراد ملکی خا تمه می د هد وده ها خوانواده را به سو گ می نشا ند ما به آنها اظها رمید اریم که ای عزیزا ن ، ما نیزبا شما هم نوا وهم عزا هستیم و به حد تو ان خو د بگو ش جا معه جها نی ودولت افغا نستا ن ــ گرچا صدای ما را نمی شنود ــ  فریا دمیزنیم که آی جامعه جها نی ودولت ا فغا نستا ن، راه حل بحران ا فغا نستان فقط کشتن افراد ملکی است ؟ اگریک راه منطقی که مردم را ازهلا کت نجا ت دهد ا تخاذ نگرد د ، مرد م کجا شود وکجا رود ؟

به خا رج رود ؟ آیا مها جرت بس نیست ؟ آ یا کشورهای خا رجی د یگرمها جرین ا فغا نی را

می پذ یرد؟ ویا مردم درکشورخود با قی بما ند ؟ اگردر کشورخود با قی بما نند با ید دربین دو طرف  لگد رامتحمل شوند چون اگرحمله انتحا ری بمب گذ اری ویا تیرا ند ازی ا زسوی دشمنا ن دولت انجام می شود سیا ستمدار وصا حب منصب کشته نمی شوند وهمه مردم ملکی کشته می شوند وازطرف دیگرا گردو لت با همکا ران خا رجی خود برای ازبین برد ن د شمنا ن حملا تی انجام مید هد با زهم قربا نی این حملا ت مرد م ملکی ا ند حملا تی که درهلمند راه اندا زی شد جا ن ده ها فرد ملکی را گر فت و نیزبیش از بیست نفرازمردم ملکی دایکندی واروزگا ن یک روز قبل توسط نیروها ی خا رجی به شها د ت رسید ند

   پس مردم ملکی ا فغانستا ن نه درخا رج جاه دارند ونه درداخل وا زطرف دولت افغا نستان وهمکاران خارجی اش ونیزازطرف دشمنا ن دولت افغا نستا ن قبرستا ن ها بعنوان جاه برای مردم منظورشده است پس می توان گفت که دولت وشورشیان دارای هد ف مشترک است وآن عبارتست از ازبین بردن مردم ملکی ا فغانستان پس با ید دولت با شورشیان متحد شود وهردوبه قتل افراد ملکی بپردازدوا فراد ملکی ا فغا نستان را به جا یگاه که منظورکرده اند ، بفرستند .

 

نویسنده : جان محمد بیانی شیخمیرانی

محصل سال سوم دانشکده حقوق

Janm.bayani@yahoo.com

این مقاله را دروب سایت دیدگاه نیزدیده می توانید

www.didgah2010.com

+ نوشته شده توسط جان محمدبیانی در پنجشنبه ششم اسفند 1388 و ساعت 4:39 بعد از ظهر |

حقوق مادر ازمنظر قرآن ومعصومین  

   واژه مادر(امّ) که درلغت به معنا ی اصل ، ریشه واسا س ا ست ؛ هما نگونه که ظاهراً مفهو م ومعنا ی متعا لی دارد، اگرکسی به عظمت وشخصیت موجود ی که این کلمه را به خود ش اختصا ص داده پی ببرد، آنقد رفریفته ومجذ وب آن گرد د که اگردرطول عمرش درفضیلت وعظمت آن شعربسرا ید ود یوان های قطوری را تحت عنوا ن عظمت ، شخصیت ومقا م ما در به طبع ونشربسپارد وهمچنان کتا بها ی را پیرا مون شخصیت آ ن موجود به رشته تحریر دربیا ورد ، هرگزخسته نشود وبا زبگو ید ا گرخدا یم به من عمرمجد د مید ا د با زبه بیا ن گوشه های ازفضا یل ما درمی پردا ختم .

       البته با ید خا طرنشا ن سا خت که ازبین ا د یان ومکا تب ، یگا نه د ین ومکتبی که مقا م ما دررا خیلی برجسته نمود ه و برای آ ن شخصیت متعا لی قا یل شد ه ا ست ا سلام عزیزا ست ؛ درکتب اسلامی اززبان پیشوا یا ن د ینی مسلما نا ن درفضل وعظمت ما درجملا تی واردشد ه که اولا درکتب بقیه ا د یان ومکا تب همچو جملا تی د یده نشده وثا نیا حتی صدورهمچوجملا تی ازبشرعا دی نا ممکن است ، بعنوان نمونه پیا مبر(ص) ا سلام  جمله «الجَنة تَحت اَقدامِ الامهات » را دربیا ن فضیلت ما در داردکه اگر دانشمند ی بخواهد ا ین جمله پیا مبر(ص) را محورقرارداد ه ودر حول شخصیت ما درسخن ایرا د کند ، می توا ند با تجزیه وتحلیل این جمله زیبا ، صفحا تی وحتی کتا بی را درفضا یل ما در بنویسد مخصوصا با در نظر دا شت شرایط زما نی صدورا ین حد یث ، درشرایطی که مردم جاهل عرب ما دران ود ختران معصوم که درحقیقت ما دران آ یند ه بود ند، زند ه به گور میکرد ند ودرشرایطی که پد ران ازتولد دختردرمنزل شا ن به شد ت رنج می برد ند پیا مبر(ص) جمله زیبا ی فوق را درفضیلت ومقا م ما در، بیا ن فرمود.

     بدون شک مکتبی که برای موجود ی بنا م ما در، به این حد ارزش ، مقا م وعظمت قا یل است ، تبعا حقوقی ارزنده ای را نیزبرای آن قا یل خواهد بود ؛ اگربا چشم حقیقت بین به آموزه ها ی اسلامی توجه نما ییم ، درمی یا بیم که اسلام دررعایت حقوق وقا یل شد ن حقوق برای آن موجود نا زنین ، نیز پیشگا م و از بقیه مکا تب وا د یان متما یزا ست ؛ بعنوان نمونه دربزرگترین قا نون اساسی زند گی بشر( قرآن شریف ) حتی « اُف » گفتن که یک کلمه کو چک ا ست، درمقا بل وا لد ین خصوصا ما درجوا زند ارد وشخص متخلف درحقیقت نقص حقوق ما درکرده است .

    نوشته هذ ا تصمیم دارد حقوق آن موجود با عظمت را ، ازد ید گا ه قرآن ومعصومین بررسی کند.

      یکی ا زحقوق ارزند ه ما در اطا عت ازا وا ست تا سرحد ی که منا فا ت با د ستورات و ارزشها ی  د ینی ند ا شته با شد ؛ مطلب هذا را مستند می سا زیم به حد یث ز یبا یی که ا زپیا مبراسلا م نقل شده است «... ووا لد یک فا طعهما وبرّ هما حیین کا نا ا ومیّتین وان اَمرا ک اَن تُخرج مِن اهلک وما لک فا فعل فانّ ذالک من الایمان »(بحارالانوار،جلد77 ، ص144) یعنی ازپد روما درت اطا عت کن وبه آ نا ن خوبی کن ، زند ه با شند یا مرد ه وا گرترا امر نمو د ند که ازخا نوا ده ا ت وثروتت خا رج شوی ، آ نرا ا نجا م بد ه ، بد رستی که ا ین رفتا ر ازنشا نه ها ی ا یما ن است .

   می توان گفت که عمد ه واسا سی ترین حق وا لد ین بخصوص ما در، هما ن اطاعت بی دریغا نه از اوامر ونواهی آ نها است ، اگرکسی به ا ین حق ا رزشمند وا لد ین بخصوص ما درتوجه نکند، عاق والد ین گرد یده وبراسا س فرما ئش اما م صا دق(ع) عقوق والد ین ازجمله گناها ن کبیره است (بحارالانوارجــ 74 صــ74 ) زیرا زحما تی را که وا لد ین بخصوص ما درمتحمل می شود دردوره ها ی مختلف با رداری، شیرخوارگی وحتی دوره جوانی که اما م سجا د(ع) به زیبا ترین وجه آ نها را بیا ن فرموده وذ یلا به برخی ازجملا ت اما م اشا ره خواهد شد، عقل سلیم را به ا ین وا میدارد که درهمه امورا طاعت بردار وا لد ین به خصوص ما در با شد وبه آ نها نیکی نما ید ؛ البته به ما دران نها یت گرامی با ید بشا رت داد که هما نگونه ا سلام درمقا بل ا ین زحما ت شما ا طاعت فرزندا ن را واجب کرده است ، براسا س فرما ئش امام صادق « بلی اذا حَمَلَتِ المرأةُ کانَت بمَنزَلةِ الصائمِ المُجاهِدِبِنَفسِه وماله فی سَبِیل اللهِ »(وسا یل الشیعه،ج 15 ص175) ، پا دا ش د یگری را نیزمنظورنموده وآ ن عبا رتست ازا ینکه زن درهنگا م با رداری، ولو اینکه زحما ت طا قت فرسا متقبل می شود ولی ا ین ما دربا ید بدا ند که زحما ت او، پا داش روزه داری که با جان ومالش در راه خدا جها د می نما ید، دارد.

   برشمردن حقوق ما درکا ربس دشواروبلکه نا ممکن ا ست ولی ازبا ب ا ینکه آب دریا را اگرنتوان کشید هم بقد ر تشنگی با ید چشید مقا له هذ ا تلا ش میکند ، اسا سی ترین حقوق ما در را با ا ستفا ده ا ز آیا ت حیا ت بخش قرآن عظیم الشأ ن وسخنا ن گهربا ر به ما رسید ه ا ز پیشوا یا ن د ینی ، به شما رش  بگیرد:

1ـ دانستن زحمات که ما در، دربزرگ کردن فرزندان متقبل می شود ؛ اما م سجاد (ع) میفرما ید: حق ما درت آ نست که بدا نی اوتورا چنان برداشته { ودررحم خویش نگهد اشته وپرورش داده } که کسی دیگری را بدان گونه برنگیرد، وازمیوه دل خود تراچنا ن تغذ یه نموده که هیچ کس دیگری را آن گونه طعا م ند هد  وبدا نی که ترا با گوش وچشم ود ست وپا ی وپست وتما م اعضاء وجوارحش ( با تمام وجود ) نگهداری کرده ونگهداری را با خوش رویی ود لشا دی همراه سا خته وهرنا گواری ودرد وسختی ونگرانیِ دوران بارداری را تحمّل کرده ود ست تعدّ ّی آفات وبلا یا را ازتو دورسا خته وترا برزمین نها ده (بد نیا آورده) وخوشنود بوده که توسیربا شی واوخود ش گرسنه ما نَد وحا ضربود که تو مّلبس با شی واوبرهنه با شد  و تورا سیراب سازد وخودش تشنه با شد وتورا درسا یه قرار د هد وخود ش زیرآ فتاب بسربرد وبا بیچارگی خود، تورا نعمت دهد وبا بیخوا بی خود، به تولذ ت خواب را چشا ند وشکمش ظرف وجود توبوده ودامنش، پرورشگاه توو پستا نش چشمه ء نوش تو وجا نش نگهدارت بوده است وسرما وگرما ی دنیا را برای تووبه خا طر توچشیده است پس برای قدرشنا سی ازاین همه ایثا ر وازخود گذ شتگی اورا سپا س گزا ربا ش وجزبا یا ری وتو فیق خدا وند نخواهی توا نست ا ین همه قدردانی کنی .(دکترعلی شیروانی،ترجمه رساله حقوق امام سجاد(ع) ص48) اما م سجا د زحمات ما دررا برشمرده ودرپا یا ن فرموده سپا س گزاری در مقا بل این زحما ت فراوان، جزبا توفیق ویا ری خد اوند امکا ن پذ یرنیست وبه خا طرهمین زحما ت است که خداوند بعد ازشکرگزاری برای خود ش سپا س گزاری برای پدروما در را مطرح میکند (سوره لقمان آیه 14).

2ـ نیکی واحسان

   خداوند درقرآن عظیم الشأ ن می فرما ید «وقَضَی رَبّک اَلا تعبدوا الاایا ه وبا لوالد ین احسا نا » یعنی پروردگارت حکم فرموده که جزاو را نپرستید وبه پد روما درنیکی کنید وهرگاه یکی ازآن دویا هردوآ نها نزد تو به سن پیری رسید ند، کمترین اها نتی به آنها روا مداروآن ها را ازخود مران وبزرگوارا نه به آ نها سخن بگو. احسان ونیکی به والد ین آ نقد راهمیت دارد که بعد ازعبا د ت وپرستشِ خدا وند وعد م شریک قایل شد ن برا ی او، فورا مساله ا حسان به وا لد ین مطرح شده .

3ـ قدرشناسی

     این مسا له درحقیقت برگشت میکند به اولین حقی که بیا ن گرد ید که عبا رت بود از درک و دانستن زحما تی که ما در متقبل میگرد د ،یعنی زحما ت ما در را اگر باچشم حقیقت بین تصورکرد یم ، آن زمان قدرشنا س هم هستیم والا قدرما درراهم نمی دا نیم خداوند متعا ل مسا له قدر شنا سی وسپا س گزاری از زحما ت وا لد ین را آ نقد رمهم دا نسته که دررد یف سپا س گزاری ازخود ش قراردا ده ا ست « اَن اشکر لی ولوا لدَ یک ) یعنی شکرمرا بجا آ ورکه خا لق ومنعم ا صلی توهستم وا ز پد روما د رت قد ردانی کن و سپا س گزاربا ش .

4ـ بد ست آ وردن رضا یت پد روما د ر

ا ویس قرنی ازجمله یا را ن پیا مبر صلی الله علیه و آله می‏ با شد که د ر زهد و تقوی به د رجا ت بلند ی نا ئل شد هنگامی که اویس در یمن بود، شتربا نی می‏ کرد و ما د ر پیری داشت که تحت تکفل او بود . او با ا ینکه علا قه شد ید ی به وجود گرامی رسول‏ الله صلی الله علیه و آ له داشت، هیچ‏ گا ه نتوا نست پیا مبر را ا ز نزد یک زیا رت کرده و به نظا ره آ ن سیما ی ملکوتی بنشیند . در یکی از روزها که اشتیا ق دیدار سرور کا ئنا ت در وجود ش به شد ت شعله‏ ور گرد ید، از ما درش اجا زه خوا ست تا به سرز مین حجا ز آمده و پیامبر صلی الله علیه و آله را زیا رت نما ید، ما درش به ا و گفت: پسرم ! به د ید ا ر آن حضرت برو و هرگا ه پیا مبر صلی الله علیه و آله در مد ینه نبود، بیش از نصف روز در آ نجا توقف نکن ! اویس با زحمت فراوان فا صله بین یمن و مد ینه را پیمود و به شهر پیا مبر صلی الله علیه و آله رسید ، اما با کمال تا سف شنید که: پیا مبر(ص) در شهر مد ینه حضور ندارد

چون بیش از نصف روز فرصت ند ا شت و به والا ترین هد ف خود که فیض حضور پیامبر(ص) آله بود، نا ئل نشد، به مسلما نا ن حا ضر در مد ینه اظها ر دا شت: سلام مرا به حضرتش برسا نید و بگو ئید که مردی به نا م ا ویس از یمن به زیا رت شما آمد ه بود و چون از ما درش اجا زه  توقف بیشتری ند ا شت، با کما ل نا راحتی به وطن خود مراجعت نمود.

بعد از مد تی، پیا مبر(ص) به خا نه با زگشت و فرمود: «تفوح روائح الجنة من قبل قرن، واشوقا ه الیک یا اویس القرنی، الا ومن لقیه فلیقرئه منی السلام » یعنی نسیم  بهشتی از سوی منطقه قرن می‏ وزد، آ ه ! چه قد ر به د ید ار تو مشتا قم، ای ا ویس قرنی ! ای مسلمانان ! هر کس او را د ید سلام مرا به او برسا ند.

    خوا ننده ی عزیز یگا نه عا مل که ا ویس قرنی را به با لا ترین قله سعا دت ، خوش بختی ورستگا ری رسا نید ه است که حتی شخصیت ما نند نبی اکرم آرزوی ملا قا ت وزیا رت او را میکند ، مسا له احترام به ما در، رعا یت حقوق ما در ، قد رشنا سی ما در، احسا ن ونیکی  به ما در، درک زحما ت که ما در متحمل شد ه و بد ست آوردن رضا یت ما درا ست .

    پس بیا یید ا ی عزیزا ن مخصوصا جوا نان عزیز، کما ل احترام ، حق شنا سی ، قدر شنا سی ، نها یت احسا ن ونیکی را به سا حت مقد س ما دران عزیزخود دا شته با شیم زیرا که کسب رضا ی خداوند درگرو رضا یت ما درا ن ا ست وبا ید با درک زحما ت ما در، رضا یت او را بد ست آ ورد.

   البته با ید خا طر نشا ن کرد که کسب رضا یت پدران وما دران ، احترام به آ نها  وخد متگزاری به آنها  منحصربه زما ن حیا ت آ نها نیست بلکه آ نها ی که پدر ومادرشا ن ا زدنیا رفته اند، نیزمی توا نند خد مت گزا روا لد ین با شند ورضا یت آ نها را کسب کنند چند نمونه ا زخد ما تی که بعد فو ت وا لدین می توان انجام داد، اشا ره میکنم :

الف- زیا رت قبروا لد ین اخصا ما در : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « من زارقبر وا لدَ یه او احدهما کل جمعة فقرأعند هما یس غفر الله له بعد د کل حرف منها » یعنی هر کس قبر پدر و ما درش یا یکی از آ نها را در هر جمعه زیا رت کند و در کنا ر مزار آ نا ن سوره یس بخوا ند، در مقا بل هر حرفی که از این سوره می‏ خواند ، خدا وند آمرزشی نصیب او می‏ فرما ید.

ب- قرا ئت قرآن : اما م صا دق علیه السلام به فرزندا ن صالح توصیه فرمود که : « قرائة ا لقرآ ن فی المُصحفِ تخفّفُ العذابَ عَنِ الوالدَ ین ولو کا نا کا فرَین » یعنی قرائت قرآن از روی مصحف، از عذاب پدر و مادر می‏ کاهد ، گرچه آ نا ن کا فر با شند.

ج- انجام اعما ل نیک به نیت وا لد ین بویژه ما در: یا مبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «سَیّدُ الاَبرَارِ یَومَ القیامَةِ رَجُلٌ بَرّ والدَ یهِ بَعد مَوتِهما »  سرآمد و سرور ابرار در روز قیامت کسی است که بعد از مرگ پدر و ما درش برای ایشا ن احسا ن و نیکی کند.

پا یان

خدایا به ما توفیق درک عظمت ، احترام ، کسب رضا یت وا لد ین بخصوص ما دروتوفیق خد مت گزاری به آنها رامرحمت فرما

جان محمد بیانی شیخمیرانی

محصل سا ل دوم دا نشکده حقوق

ویکی ازطلاب حوزه علمیه کا بل

این مقا له را دروبلا گ بند ه ونیز دروب سا یت د ید گا ه که آ درسها ذیلا خد مت تقد یم میگرد د، دیده می توانید:

Jan-mohammad.blogfa.com

www.didgah2010.com

دوستا ن عزیزازانتقا دات عا لمانه واعترا ضا ت صمیما نه وازپشنها دات سا زنده تان ما را بهره مند سازید

Janm.bayani@yahoo.com

Janm.bayani@gmail.com

+ نوشته شده توسط جان محمدبیانی در یکشنبه دوم اسفند 1388 و ساعت 2:54 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM